|
|
دوباره |
|
|
دوباره دل هواي با تو بودن كرده نگو اين دل دوري عشقت رو باور كرده دل من خسته از اين دست به دعاها بردن حالا من يه آرزو دارم تو سينه كه دوباره چشم من تورو ببينه واسه پيدا كردنت تن به دل صحرا مي دم آخه تو رنگ چشات هيبت دنيا رو ديدم توي 7تا آسمون تو تك ستاره مني به خدا بوس بوس پسريه تو |
||
|
2
نوشتم برات در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 1:27
|
|
||
|
|
قشنگه !! |
|
|
جوجو : پسری پسری : جون دلم ؟ جوجو : باورت میشه که چطوری همدیگرو پیدا کردیم ؟!! من فکر میکنم ما از اولش ، از اون دنیای قبلی مال هم بودیم ! بعد اینجا خدا ما رو از هم دور کرد ! بعد اونطوری عجیب غریب کمک کرد که همدیگرو پیدا کنیم ، نه ؟ پسری : قشنگه آرهههههههههههههههههههههههههه البته خدارو شکر علم پیشرفت کرده بود ، وگر نه ... جوجو جوجو : جونم ؟ پسری : وقتی ... عکس ما رو کنار هم دید ، گفت شما چقدر شبیه هم هستین !! گفت همیشه اونایی که واقعأ مال هم هستن ، شبیه به هم هستن ... جوجو : پسری یعنی من انقدر نازم ؟!!! ... ************************ میشه تو این روزا ، دل های مهربون واسمون دعا کنن ؟!! جوجو و پسری |
||
|
2
نوشتم برات در دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 5:38
|
|
||
|
|
همیشه کنار من باش |
|
|
خدايا ، من كه هستم چيزي بگويم كه تو خود همه چيز را مي داني . چگونه هميشه به يادت باشم وقتي فقط در رنجها صدايت مي كنم براي گريه هايم دليل مي آورم تا در تكرار حضورت ، صداقت جريان داشته باشد . تحمل رنج با تو قوت مي گيرد و تاوان همه كج فهمي ها را ، هر چه كه باشد مي پردازم . نازنينم كنار من باش ، نه به خاطر خودم بلكه به خاطر طلاي لحظه هايي كه گمشده اند و روحشان درون قلب توست به خاطر گلهاي پيچيده كلام كه قادر نيستند بگويند چه قدر محتاجت هستم . عشقم با تمام وجود دوست دارم ، هميشه كنار من باش بوس بوس پسريه تو |
||
|
2
نوشتم برات در شنبه ششم اسفند 1384ساعت 0:4
|
|
||
|
|
عاشقانه دوستت دارم |
|
|
دوست دارم زيباترين لحظه روزم ، طلوع چشمان تو باشد و در صفحه شطرنج زندگي همه مهره هايم مات مهربانيت شده است و مهرباني تو دريايي است كه كرانه اي نمي توان برايش يافت . تو آنقدر بزرگي كه در خيال نمي گنجي و آنچنان مهربان كه باران به پاي تو نمي رسد . عزيزم تمناي محبت را در نگاه من بخوان ، آرزوي من از عمق زمان آمده است ، از ژرفاي قلبم آنجا كه جز نور تو نمي بيند ، من بدون تو هزاران بار در صدف نقره اي تنهايي ام ميميرم ، بوس بوس پسريه تو |
||
|
2
نوشتم برات در چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 15:53
|
|
||