تبليغاتX
آلاچیق
آلاچیق
نگاهت سبزترین مزرعه است که پرنده ی سرگردان نگاهم را در آلاچیق مژگانت پناه می دهد...
به من بگو!!

سلام خوبم

به من بگو!!

چند رویا به طلوع هر صبح چشمهام تو چشمهات مونده؟

چند فصل به جوونه زدن انگشتهام لابلای انگشتهات؟

چند بوسه به همرنگی لبهامون؟

چند هم آغوشی تا یکی شدن تپش قلبم با قلبت نازنینم؟

چند غروب تا هم نفسی ما؟

 چند شکوفه آلبالو تا صورتی دلم به نوازشهای تو؟

چند دونه برف بی آلایش تا گم شدنم بین بازوهای گرمت؟

چند نگاه تا تابستون دلم به خورشید چشمهات؟

چند نفس تا ما شدنمون؟

راستی

      هیچ می دونستی این دل من چقدر دوسِت داره؟

خودمم قد یه دنیا دوسِت دارم ، میدونی که دنیای من تویی ، پس دیدی که وسعت دوست داشتنم چقدر زیاده !!

بوس بوس

جوجوی تو

2 نوشتم برات در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 3:3     |