|
|
پس از ديدار تو ... |
|
|
آن گاه که تو را دیدم شوق دانستن اين كه تو چگونه آدمی هستی مرا غرق در هيجان كرده بود آن گاه كه تو را شناختم دانستم كه تو هم مانند ديگران انسانی هستی با توانايی ها و كاستی ها ، آن گاه كه با هم صميمی تر شديم شوق دانستن اين كه عشق به تو چه احساسی دارد مرا غرق در هيجان كرد ولی آنچه بيش از هرچيز مرا غرق در شگفتی می كند خود تو هستی ( تنها در تو به حيرت می نگرم) و عشق ميان ما ************ پس از ديدار تو همواره شادمان بوده ام ولی دائم در نگرانی نگران اين كه شايد از من نااميد شوی نگران اين كه دوستی مان به پايان رسد نگران اين كه شايد از بودن با من شاد نباشی نگران اين كه شايد برای تو اتفاقی بيفتد عاشق تو شده ام و شايد نگرانی فراوان من به خاطر عشق من به توست . شعرها از سوزان پولیتس شوتز |
||
|
2
نوشتم برات در یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 1:26
|
|
||